«کافه پولنیا» روایتی بی‌طرفانه از حضور لهستانی‌ها در ایران است /  تلاش برای بازخوانی تاریخ از دریچه انسان‌ها

کتاب «کافه پولنیا» با نگاهی تاریخی و بی‌طرفانه به حضور مهاجران لهستانی در ایران پرداخته و تلاش کرده است واقعیت‌های این رویداد را بدون رویکردی سانتیمانتال یا ترحم‌برانگیز روایت کند.

منصور ضابطیان، نویسنده و سفرنامه‌نویس در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا، با اشاره به شیوه روایت این اثر اظهار کرد: در همه سفرنامه‌های من، آدم‌ها نسبت به ساختمان‌ها، وقایع و جاده‌ها حضور پررنگ‌تری دارند و در این کتاب نیز، به‌دلیل ماهیت انسانی تراژدی، شخصیت‌ها محور اصلی روایت هستند؛ با این حال، چون این رویداد در یک بستر تاریخی مشخص رخ داده، نمی‌توان از تاریخ به‌سادگی عبور کرد.
او افزود: برای نگارش این کتاب، هرجا ردپایی از لهستانی‌های مهاجر پیدا کرده، آن را دنبال کرده است؛ از کافه‌ها و مغازه‌ها گرفته تا خانه‌هایی که در آن‌ها اقامت داشته‌اند، آرامگاه‌ها، بناهای یادبود، تابلوها و عکس‌ها. به گفته او، این نشانه‌ها کنار هم قرار گرفته‌اند تا این ماجرای تاریخی-انسانی بازگو شود.
این نویسنده با تأکید بر جایگاه ایران در حافظه جمعی لهستانی‌ها تصریح کرد: در گفت‌وگو با لهستانی‌ها، چه نسل‌های قدیمی‌تر و چه جوان‌تر، همواره تصویری احترام‌برانگیز از ایران دیده می‌شود و بسیاری از آنان هنوز آن واقعه را به یاد دارند؛ در حالی‌که خود ما، به‌ویژه نسل جوان، آگاهی چندانی از این مهمان‌نوازی بزرگ نداریم.

«کافه پولنیا» روایتی بی‌طرفانه از حضور لهستانی‌ها در ایران است /  تلاش برای بازخوانی تاریخ از دریچه انسان‌ها
ضابطیان درباره نسبت این اثر با قالب سفرنامه نیز گفت: می‌توان تا اندازه‌ای کافه پولنیا را یک سفرنامه تاریخی-مردم‌نگارانه دانست، زیرا از یک سو به بررسی یک رویداد مهم تاریخی و ریشه‌های آن می‌پردازد و از سوی دیگر، روایت را از زاویه دید آدم‌هایی پیش می‌برد که این تجربه را از نزدیک زیسته‌اند.
او همچنین درباره پیوند سفر شخصی با تاریخ مهاجرت گفت: برای نخستین‌بار در این کتاب توانسته تاریخ را به‌عنوان نخ تسبیح روایت‌های سفرش وارد کند و تجربه‌ای تازه در میان سفرنامه‌های خود رقم بزند؛ تجربه‌ای که به گفته او پیش‌تر در ۱۲ سفرنامه قبلی‌اش سابقه نداشته است.
ضابطیان با اشاره به تفاوت مفهوم «مهاجرت» با «پناهندگی» و «تبعید» توضیح داد: مهاجرت معمولاً نوعی انتخاب است، اما در پناهندگی و تبعید، فرد انتخاب دیگری ندارد و ناگهان در موقعیتی دشوار قرار می‌گیرد؛ از همین‌رو این تفاوت در روایت کتاب برای او اهمیت داشته است.
این سفرنامه‌نویس درباره مهمان‌نوازی ایرانیان در مواجهه با لهستانی‌های مهاجر نیز گفت: تلاش کرده است به‌عنوان راوی بی‌طرف، هم جلوه‌های مهمان‌نوازی مردم ایران را روایت کند و هم سویه‌های منفی و سوءاستفاده‌های احتمالی را نادیده نگیرد؛ بنابراین کتاب صرفاً تصویری مهربانانه و کارت‌پستالی از این رویداد تاریخی ارائه نمی‌دهد.
او هدف کتاب را کمک به آشنایی نسل جوان با بخشی کمتر شناخته‌شده از تاریخ معاصر ایران دانست و افزود: این اثر می‌تواند نگاه تازه‌ای نسبت به نقش مردم ایران در نجات یک ملت ایجاد کند و به‌نوعی اعتمادبه‌نفس تاریخی را در میان جوانان تقویت کند.
ضابطیان درباره پیام کتاب نیز تأکید کرد: خود را راوی و گزارشگر می‌داند و معتقد است خواننده باید پیام را از دل متن استخراج کند؛ زیرا او صرفاً در پی عریان‌کردن بخشی مغفول از تاریخ بوده است.
او همچنین عنوان «کافه پولنیا» را برگرفته از نام دو کافه در تهران و اصفهان در همان دوران دانست و گفت این عنوان، علاوه بر پیوند تماتیک با موضوع کتاب، با فضای صمیمی و خلوت‌گونه اثر نیز هماهنگ است.
به گفته ضابطیان، این کتاب می‌تواند به‌عنوان سندی از نگاه امروز به رویدادی نزدیک به یک قرن پیش باقی بماند و نقطه شروعی برای پژوهش‌های بیشتر درباره حضور مهاجران لهستانی در ایران باشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405042301612
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha